چای آتشی، کباب روی زغال و خورشهای دیرجوش؛ مثل سفرهای که مادربزرگ پهن میکرد.
روی زغال، با برنج ایرانی و کره
سبزی تازه و لوبیا قرمز، پخت آهسته
آبگوشت در دیزی، همراه نان سنگک
چای آتشی
قوری مسی روی منقل، با نبات زعفرانی.
کباب زغالی
گوشت روزانه، سیخکشیده در همین آشپزخانه.
دیزی و خورش
از صبح بار گذاشته میشود و دیر جوش میآید.
چای را آتشی آوردند و قورمهسبزی همان بوی خانهٔ مادربزرگ را داشت.
الان باز است